تبليغاتX
دین و علوم اجتماعی

دین و علوم اجتماعی

religion and social studies

تقوی پیش نیاز علم

حسن بن علی (ع) :

تقوی درگاه هر توبه و آغاز هر حکمت و شرافت هر عمل است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 15:20  توسط گروه  | 

پارادايم جامعه‌شناسي اسلامي، چيستي و روش‌شناسي

از سوي گروه جامعه‌شناسي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، نشست «پارادايم جامعه‌شناسي اسلامي» در 26 خرداد 1389 برگزار شد. در این نشست حجت‌الاسلام‌والمسلمين دكتر حسين بستان‌‌نجفي، مدير گروه جامعه‌شناسي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،  دكتر حسين كچوئيان، عضو هيات علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران و حجت‌الاسلام‌والمسلمين دكتر حميدپارسانيا، عضو هيات علمي دانشگاه باقرالعلوم(ع به ایراد سخنرانی پرداختند.

مفهوم پارادایم و جامعه‌شناسی اسلامی

در ابتداي اين برنامه مدير گروه جامعه‌شناسي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، اصطلاح «پارادايم» را تداعي‌گر نگاهي پسين در حوزه‌هاي علمي به شمارآورد و تصريح كرد: با توجه به اين كه در طول تاريخ شاهد شكل‌گيري پارادايم‌هاي متعددي بوديم، تمامي آنها معطوف به گذشته‌اند و جنبه توصيفي دارد. حجت‌الاسلام‌والمسلمين دكتر حسين بستان‌‌نجفي، دليل انتخاب واژه پارادايم را براي تشريح جامعه‌شناسي اسلامي، فقدان واژه مناسب تر در فرهنگ ايراني و اسلامي به حساب آورد وتوضيح داد: استفاده از واژه پاردايم در جامعه علمي مفهوم خوش‌آهنگي دارد و قابل استفاده است. تاكنون تعاريف گوناگوني از هويت انساني، واقعيت جامعه ونظريه‌پردازي در باب انسان صورت گرفته‌‌اند كه همه آنها در كالبد مباحث هستي‌، معرفت و انسان‌شناسي مشخص مي‌شوند.

در ادامه حجت‌الاسلام‌والمسلمين دكتر حميدپارسانيا، رئيس كميسيون حوزوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، با تاكيد بر اين كه لفظ پارادايم ريشه در مباني پاردايمي «توماس كوهن» دارد، توضيح داد: يكي ازخدمات «كوهن» به جريان پاردايم جامعه‌شناسي اسلامي، ايجاد فرصتي بي‌نظيربراي حركت به سوي معرفت و علم بود. البته اين اشكال بر كوهن گرفته مي‌شودكه تعاريفش از پاردايم ملموس و آشكار نيستند.

سپس دكتر حسين كچوئيان، عضو هيات علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، ديدگاه پارادايم معرفتي خود را متمايز از ديدگاه شناختي حوزويان برشمرد و تصريح كرد: نكته‌اي كه محققان حوزوي بايد بيشتر به آن توجه كنند، وجود تعارض ميان ديدگاه پارادايمي «كوهن» و معناي حوزويان از مساله علم است. نگاه حوزوي، درون علمي است و به حواشي علوم توجهي ندارد. بنابراين تبيين نوع جريان فكري و شيوه تفكر در حوزه جامعه بسيار حايز اهميت است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 19:7  توسط گروه  | 

مطالعه کتاب جامعه و تاریخ به پایان رسید...

در این کتاب حدود 12 مسئله اساسی فلسفه علوم اجتماعی مطرح شده است و شهید مطهری سعی کردند تا به این سوالات از منظر اسلامی پاسخ بدهند؛ این پاسخ‌ها می‌توانند به‌عنوان مبنایی برای علوم اجتماعی اسلامی محسوب شوند و بر اساس پاسخ‌های این سوالات می‌توان مسائل اجتماعی را تحلیل کرد. کاری که ما در آینده قصد انجام آن را داریم.

1- جامعه چیست؟

2- اساس شکل‌گیری جوامع چیست؟ تضاد یا توافق؟

3- آیا جامعه وجود اصیل و عینی دارد؟

4- آیا جامعه دارای قوانین و سنت‌های خاص خود است؟

5- فرد چه نسبتی با جامعه دارد؟ مجبور است یا مختار؟

6- اساس تقسیم‌بندی و قشربندی اجتماعی چیست؟

7- آیا همه جوامع دارای یک هویت و خواص ذاتی مشترک هستند یا هر جامعه ویژگی خاص خود دارد؟ (مسئله تعمیم)

8- آینده فرهنگی جوامع چگونه است؟ یکسانی یا چندگونگی؟ چگونه باید باشد؟

9- علم تاریخ چه جایگاهی در جامعه‌شناسی دارد؟ آیا تاریخ نقلی معتبر است؟

10- آیا تاریخ دارای علیت و قانون است؟ (تاریخ علمی، فلسفه تاریخ)

11- طبیعت و بنیاد جامعه نیروهای مادی است یا معنوی؟ آیا قوه پیش‌برنده تاریخ مادی است؟

12- آیا «تغییرات اجتماعی» رخ داده در زندگی بشر در جهت پیشرفت و تکامل بوده است؟ عامل اصلی تکامل و پیشرفت جوامع چیست؟

ما قصد داریم برای هر یک از سوالات فوق در دو ـ سه صفحه مطالبی تهیه کنیم و در جزوه ای منتشر کنیم:

- پاسخ به این سوال از منظر سه جامعه‌شناس مطرح کلاسیک

- پاسخ به سوال از منظر شهید مطهری

- نقد و بررسی گروه به پاسخ شهید مطهری

به نظر ما پاسخ به این سوالات مبنایی برای تولید علم اجتماعی اسلامی خواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 18:17  توسط گروه  | 

چرا علم اجتماعی اسلام تولید نمی شود؟!

سخنرانی امید باقرپور شیرازی

من می‌خواهم در این جلسه آسیب‌های گروه‌های مطالعات اجتماعی موجود را بیان کنم که چرا از تولید علم اجتماعی اسلامی ناکام مانده‌اند. گروه‌های مطالعاتی این چنینی در چند مسئله تقریبا مشترکند:

1. همگی گروه‌ها در جلسات ابتدایی با تعداد بالایی از افراد تشکیل می‌شوند و به کار مطالعه مشغول می‌شوند ولی پس از گذشت چند جلسه (بسته به اعضای گروه این چند جلسه فرق می‌کند) افراد ریزش پیدا می‌کنند به طوری که از 15-20 نفر اولیه 2-3 نفر باقی می‌مانند و گروه از هم می‌پاشد.

2. مقاله‌خوانی و متن‌خوانی در دستور کار اغلب این گروه‌ها قرار دارد اما از جلسه سوم به بعد دیگر کسی مطالعه نمی‌کند و جلسات به گپ و گفت دوستانه می‌گذرد.

3. حلقه‌های اینچنینی واقعا نیاز دارند که خروجی پژوهشی داشته باشند. چرا که اگر صرفا حرف‌زدن باشد ارزش پیگیری نخواهد داشت و اگر خروجی علمی به دست نیاید بود بعد از چند جلسه اعضا احساس خستگی و بی‌فایده بودن می‌کنند.

4. از آن مهم‌تر متن‌خوانی نیازمند ـ به تعبیر لاکاتوش ـ برنامه پژوهشی هم هست. حتی اگر برنامه پژوهش اعضا متفاوت باشد باز این برنامه به شما جهت می‌دهد و کمک می‌کند که با مسئله سراغ متن بروید و گرنه صرف بررسی امکان علم اجتماعی اسلامی فایده‌ای ندارد و به خروجی نمی‌رسد. یک نفر متفکران قدیمی مسلمان را مطالعه کند یکی اندیشمندان معاصر یکی مسئله روشنفکری دینی و... حتی تعامل با اساتید در چارچوب برنامه پژوهشی باید باشد.

5. نبود جریان‌شناسی مشخص افراد دست‌اندر کار این عرصه به سترون‌شدن کار مطالعاتی دامن زده است. ما جریان‌های موجود در این عرصه را نمی‌شناسیم که بخواهیم کارهایی را که ایشان به جایی رسانده‌اند ادامه دهیم. گاهی آنقدر متن‌ها متکثر می‌شوند و یا آنقدر روی یک متن گیر می‌کنیم که اصل موضوع فراموش می‌شود و انگار که هیچ توافقی در این بین وجود ندارد. در کشورهای عربی و حتی در غرب کارهای زیادی در این رابطه صورت گرفته است ولی ما از آنها بی‌خبریم. چرا که برخورد بخشی و قطعه‌ای با متون می‌کنیم و آنها را در چارچوب یک کل و مسیر مشخص مطالعه نمی‌کنیم. البته این جریان‌شناسی در قالب همان برنامه پژوهشی باید صورت بگیرد.

6. اگر به دنبال تولید علم اسلامی هستیم نباید شیوه زندگی ما از شیوه مطالعات و کار علمی ما متفاوت باشد. ما تا تتبعات و تأملات قرآنی نداشته باشیم و تا سراغ نصوص دینی نرویم متن‌خوانی تنهای ما کاری از پیش نمی‌برد. لذا انس با قرآن و متون اصلی دینی خیلی مهم است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 18:7  توسط گروه  | 

جلسه خواهران

تولد حضرت فاطمه (س) و روز زن مبارک باد
به فضل پروردگار، به همین مناسبت اولین جلسه گروه، مخصوص خواهران در ساعت
16 روز چهارشنبه 89/3/12 برگزار خواهد شد.
موضوع جلسه، آشنایی و برنامه ریزی برای جلسات خواهران می باشد.
از خواهران علاقه مند دعوت می شود در این جلسه شرکت فرمایند.
لطفا به دیگران نیز اطلاع رسانی فرمایید.
شرکت برای تمامی خواهران علاقه مند آزاد می باشد.
محل برگزاری: خیابان فاطمی، روبروی هتل لاله، خیابان باباطاهر، انتهای کوچه سهند
شرقی، کانون اندیشه جوان، اتاق جلسات

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 22:58  توسط گروه  | 

آینده فرهنگی جوامع؛ یگانگی یا چندگانی؟

ادامه کتاب جامعه و تاریخ شهید مطهری(ره)

ماهیت همه جوامع یکسان است و آنچه تفاوت بین جوامع و فرهنگ‌های آنها مشاهده می‌شود تفاوت عارضی است نه ذاتی لذا این تفاوت مرتفع خواهد شد. شهید مطهری بر همین اساس نتیجه می‌گیرد که آینده جوامع هم از جهت فرهنگی یکسان است.

بحث:

-به نظر من این ایده اشتباه است. چرا که اسلام تنها جهان‌بینی و ارزش‌ها را تغییر می‌دهد و دیگر کاری ندارد که آداب و رسوم عروسی چگونه باشد، ظواهر جوامع یکسان باشد و... این را از آنجا می‌فهمیم که اسلام بخش‌هایی از فرهنگ جامعه جاهلی را امضا کرد. برای مثال آداب و رسوم آن جامعه مثلا برای ازدواج را تغییر نداد تنها در ارزش‌ها وارد شد که مثلا کفو بودن به ایمان است نه به ثروت، و حتی خود پیامبر به سبک عرب‌ها دختر شوهر داد.

- ما برای انسان چند هویت می‌توانیم در نظر بگیریم:

1. هویت فطری که در همه انسان‌ها مشترک است

2. هویت فرهنگی که آن را تاریخ و سرزمین جغرافیایی و فرهنگ و... می‌سازند.

اسلام آنچه بر مبنای هویت فطری نیست را تغییر می‌دهد و هرچه که از فرهنگ با فطرت تناسب داشته باشد می‌پذیرد لذا در همین ظواهر هم ملاک باز فطرت است و اسلام ظواهر خاص خود را دارد. بنابراین چون در آینده و به اعتقاد ما در زمان ظهور حضرت حجت (علیه‌السلام) هویت فطری گسترش پیدا می‌کند لذا هویت فرهنگی یکسان خواهد شد.

- یک سوال مهم روز هم این است که آیا در جمهوری اسلامی باید با هویت‌های قومی و ملی چگونه برخورد کرد آیا ما باید به این سمت برویم که همه این‌ها را در هویتی که متعلق به اسلام است هضم کنیم یا خوب است که هر منطقه یا گروهی فرهنگ و آداب و رسوم خاص خود داشته باشد؟ به نظر شهید مطهری بیان قرآن درباره شعوب و قبائل هیچ بار ارزشی مثبتی ندارد و صرفا توصیف کننده است و در زمان ظهور همه اینها در فرهنگ اسلام ادغام می‌شوند. حتی در اوایل انقلاب با بحث نوروز و ملیت و اینها مخالفت می‌شد چرا که معتقد بودند فرهنگ اسلامی اصل است و این مسائل ملی بالذات اهمیت ندارند. مخالفت امام با ملی‌گرایی هم یک جوری مؤید این حرف است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 17:24  توسط گروه  | 

به سوی مبنایی برای علم الاجتماع اسلامی (2)

علاوه بر «موضوع»، متفکران مسلمان «مسئله» را هم به درستی درک نکرده‌اند؛ این مسئله یک سوژه علمی و آکادمیک صرف نیست، یک پروبلماتیک و پرسمان است. یک درگیری عینی و عملی و دغدغة خاطر یک تمدن است. یک مسئله گرم است و نه مسئله‌ای ذهنی و نظری. و نباید به عنوان یک مسئلة ذهنی و درونی و فردی تعریف شود. وجود داشتن یا نداشتن جامعه در ساحت تجربة وجودی انسان‌ها مطرح می‌شود. ما وجودی داریم که با عالم خارج اصطکاک پیدا می‌کند و مسئله برایمان رخ می‌دهد، این را می‌خواهیم بفهمیم لذا تئوریزه‌اش می‌کنیم. نه مسئله‌ای تعقلی پیشین و ماتقدم و نه حتی مسئله‌ای حسی. اینگونه نیست که ما جامعه را فهم کنیم بعد بگوییم حالا چه خواصی دارد، وجود جامعه از دل مسئله درآمده است.

مسئله‌ای که وقتی انسان وارد جهان اجتماعی می‌شود یک نظم‌ها و همگونی‌هایی می‌بینید. از آن طرف اختیارش را هم متوجه می‌شود و می‌بیند یک امری با اختیارش در تعارض است. برایش این سؤال پیش می‌آید که اگر من جای دیگری بودم آیا مسیحی می‌شدم؟ نمازخوان بودم؟ و... همواره یک فشار بر خودش احساس می‌کند که مانع می‌شود هر طور دلش می‌خواهد عمل کند. البته آنها که خودبنیادی بیشتری دارند و می‌خواهند خلاف چارچوب و همگونی‌ها حرکت کنند، این را بیشتر از دیگران احساس می‌کنند. مثلا فقیر حس می‌کند ثروتمند بیشتر از وی علم دارد. این یک حس ارزش‌گذارانه هم نیست واقعاً وجود دارد. بنابراین این مسئله در دورة مدرن که انسان بیشتر به دنبال فردیت رفت گسترش پیدا کرد و جامعه‌شناسی متولد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 18:31  توسط گروه  | 

به سوی مبنایی برای علم الاجتماع اسلامی (1)

گزارشی از جلسه نقد و بررسی کتاب جامعه و تاریخ شهید مطهری

با حضور سیدحسین شهرستانی

آقای شهرستانی: بسم‌ الله الرحمن الرحیم. بحث چیستی و وجود جامعه در واقع یک بحث هستی‌شناسانه یا به تعبیر اصطلاحی متافیزیکی نیست. یک اشکال متفکرانی که از حوزه دینی و مخصوصاً فلسفه اسلامی به مباحث جامعه‌شناسی ورود می‌کنند این است که سعی می‌کنند تمامی مباحث را در یک سطح فلسفی به معنای خاص سنتی خود مطرح کنند. این کار باعث می‌شود که چون بحث در یک دیدگاه فلسفی مطرح شده، خود به خود وجود مسئله‌ای به نام جامعه زیر سوال برود و اغلب فلاسفه از جمله علامه طباطبایی استاد شهید مطهری قائل شوند که جامعه وجود اصیل و واقعی ندارد.

باید توجه داشت که فلسفه علوم اجتماعی برخلاف تصور ما یک فلسفه مضاف نیست، کما اینکه فلسفة علم یک حوزه متافیزیکی معطوف به علم نیست، اگر چه در جاهایی می‌تواند همپوشانی پیدا کند و مباحث فلسفی کمک‌هایی هم به ما می‌کند اما محل بحث جای دیگری است.

علامه طباطبایی مقولات اجتماعی را ذیل ادراکات اعتباری مطرح کرده‌اند؛ ادراکاتی که منشأ انتزاع دارند اما مصداق خارجی ندارند. از نظر ایشان کل مقولاتی که در علوم انسانی بحث می‌شوند مانند مالکیت، قدرت، حقوق و حتی عینی‌ترین‌شان که ساختار اقتصادی است، جزء مقولات اعتباری محسوب می‌شود. یعنی من که «مالک» کتاب هستم از حقیقت ارتباط بین خودم و این کتاب این مطلب را اعتبار کرده‌ام، به لحاظ ذهنی این را درک می‌کنم و این یک نسبت حقیقی است، اما وجود جداگانه ندارد.

حتی شهید مطهری که می‌گوید جامعه مرکب حقیقی است، می‌داند که اگر بخواهد پایبند به معنای دقیق «مرکب حقیقی» و اصطلاحات فلسفه باشد نمی‌تواند از آن استفاده کند، لذا می‌گوید «نوعی مرکب طبیعی مخصوص به خود»؛ چرا که از نظر فلسفی، ترکیب حقیقی یعنی ترکیبی اتحادی که بین اجزایش تفاوتی نباشد. که مشخص است جامعه چنین نیست.

یکی از حاضران: البته شهید مطهری می‌گوید از آن جهت که اجزا تأثیر و تأثر عینی پیدا می‌کند لذا مرکب جدیدی به‌ وجود می‌آید همچنین می‌گوید ترکیب روح‌ها و اندیشه‌ها و آرمان‌هاست نه یک انسان‌الکل خارجی.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 18:18  توسط گروه  | 

جامعه‌شناسی اسلامی

«جامعه شناسی اسلامی» یکی از پارادایم‌های موجود در جامعه شناسی است که با رویکرد اسلامی به بررسی جامعه و مسائل مربوط به آن می پردازد.

به طور کلی انواع تلقی از جامعه شناسی اسلامی را در ۴ دسته می توان تقسیم بندی کرد:

1- این رویکرد همان جامعه شناسی متداول است با این تفاوت که به «موضوعات اسلامی» می پردازد. مانند مقاله علیرضا شجاعی‌زند به نام «مدلی برای سنجش دینداری در ایران» و نیز کار دکتر فرامرز رفیع پور در «جامعه‌شناسی هیئت در محله‌ها در نظام سنتی ما».

2- نوعی جامعه شناسی که برای «تأیید» نظریه های جامعه شناسی از آیات قرآن و احادیث استفاده می شود مانند کار فرامرز رفیع‌پور در کتاب «آناتومی جامعه» که در آن برای جامعه شناسی از تعبیر «سنه الله» استفاده شده است.

3- جامعه شناسی نه علم، بلکه نوعی گفتمان است؛ یعنی طریق خاصی از گفت‌وگو در جهان اجتماعی که قواعد خاصی نیز برای تولید کلام در مورد جهان، اجتماع، سیاست، زن و مرد و... دارد. بر این اساس در جامعه شناسی اسلامی قواعد تولید کلام و بیان طوری عوض می شود که ملاحظات دین اسلام را داشته باشد. دکتر حسین کچویان از این رویکرد جانبداری می کند.

4- از آنجا که برای تحقق یک نظریه در فرهنگ، تاریخ و محیط اجتماعی باید مبانی معرفتی آن در میان فرهنگ و جامعه علمی، آمده باشد، با تدوین فلسفه علوم اجتماعی برخاسته از سنت فلسفه اسلامی، جامعه شناسی اسلامی ممکن می شود. حمید پارسانیا معتقد به چنین تعریفی است.

لینک مطلب در ویکی‌پدیا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 11:44  توسط گروه  | 

قطب‌بندی و قشربندی اجتماعی از دیدگاه اسلام

 ادامه کتاب جامعه و تاریخ شهید مطهری(ره)

به طور کلی دو رویکرد درباره قطب‌بندی‌های موجود در جامعه می‌توان داشت:

الف ـ نظریه مبتنی بر مادیت تاریخی و اصل مالکیت:

1ـ  جامعه‌ای مالکیت خصوصی ندارد: (جامعه اشتراکی) جامعه یک قطبی

2ـ  جامعه‌ای مالکیت خصوصی دارد: جامعه دوقطبی بر دو دسته استثمارگر و استثمارشونده

ب ـ نظریه علل و عوامل فرهنگی و ایدئولوژیکی: جامعه چند قطبی

 

از نظر قرآن دسته‌بندی اجتماعی به صورت دوقطبی است یا چندقطبی؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 17:12  توسط گروه  | 

قانون الهی و قانون جامعه‌شناسانه

جامعه و سنت از دیدگاه شهید مطهری(ره)


نوع مرکب

اصالت

هویت

استقلال

قانون و سنت

جبر و اختیار

اعتباری

فرد

دارند

دارند

ندارد

جبر روح جمعی، توهم است و هرچه هست، روح فردی است.

حقیقی صناعی

فرد

دارند

ندارند

قوانین، همان روابط علی و مکانیکی بخش‌های جامعه است و حیات و زندگی ندارد.

ـ

حقیقی طبیعی

فرد

و

جامعه

حالت ارگانیزه پیدا می‌کند و هویت جدید پیدا می‌کنند

نسبی

چون یک حیات جمعی مستقل از حیات فردی نیز دارد، قوانین و سننی مستقل از اجزای خود دارد؛

هم قوانین روانشناسی بر وی حاکم است هم جامعه‌شناسی.

جامعه هرچند نیرویی غالب بر افراد دارد اما باعث مجبورشدن افراد در مسائل اجتماعی و انسانی نیست.

حقیقی فراتر از طبیعی

جامعه

ندارند

ندارند

ـ

اختیار فردی در برابر جبر اجتماعی وجود ندارد.

 اگر جامعه وجود حقیقی داشته باشد (بر طبق نظریه سوم و چهارم) آن وقت قوانین مخصوص به خود خواهد داشت اما اگر منکر وجود عینی جامعه شویم، قهراً جامعه را فاقد سنت و قانون دانسته‌ایم.

ابن خلدون و منتسکیو اولین افرادی بودند که به دنبال کشف سنن حاکم بر جماعات برآمدند.

قرآن کریم بیان می‌کند که بر اعتلا و انحطاط جوامع، سنت‌هایی برقرار است: آیات اول سوره اسراء درباره بنی اسرائیل که شما در زمین دوبار به فساد روی خواهید آورد تا هنگامی که وقت انتقام ما برسد.

خطاب « و ان عدتم عدنا » هرچه به تباهی باز گردید ما به زبون کردن شما باز می‌گردیم، مخاطبش قوم است نه فرد.

 حالا آیا این قانون جبری است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 16:15  توسط گروه  | 

دلایل فلسفی، روایی و تجربی که جامعه هست یا نه؟

 ●  قرار است به دو سؤال پاسخ دهیم:

1ـ  آیا چیزی ورای افراد یک جمع وجود دارد؟

2ـ  ویژگی این چیز چیست و چه اثری بر افراد می‌گذارد؟

 و با ارائه دلایل عقلی، تجربی و نقلی به اثبات یا رد موضوع فوق بپردازیم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 14:19  توسط گروه  |